زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی...

باد نوروزی همی در بوستان بت گر شود      

تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود

در این بهار دل انگیز ، مزرع سینه تان از سبزه محبت ، سبز و خرم باد.

 پی نوشت: سفری در پیش دارم .احتمالا تا مدتی آپ نخواهم کرد تا زمانی که باشم و بتوانم کامنتهارا تایید خواهم نمود ولی پس از اون شاید نتوانم به روز شده و احوالپرستان باشم.تا کی؟

 فقط  خدا می داند...!

ادامه نوشته

گندمزار خیال...(دلنوشته یک دوست /ش 2 )

هر زمان که گندمزار خیالم توسط نسیم یاد تو مورد نوازش قرارمی گیرد، دلم احرام

بسته جهت طواف کعبه رویت ازقفس سینه پرواز را می آغازد ...

ادامه نوشته

ظلم ظالم جور صياد /  آشيانم داده بر باد...

دوستان خوبم سلام.

خبر به چندین روز پیش برمیگرده اما...

بیان دردی ست که هنوز تازه است و درمان نشده!!!!!

در روزهای پایانی سال دلم می خواست فقط و فقط از عشق و مهر و محبت بنویسم و دیگر هیچ...!

اما وقتی میبینم که حتی نفس کشیدن انسانهای حقیقت گو  در این برهه از زمان باید با اجازه و صلاح

عده ای باشه که شاید از زندگی و آزادی و آزادگی درک درستی ندارند من رو به این وا میداره که بنویسم:

حق حیات و آزاد زیستن و سخن گفتن حقی ست که خدا به انسان داده و به ناحق ستاندن این حقوق

دشمنی با خدا و ظلم نمودن به انسانهایی ست که جز خدا حامی دیگری ندارند!!!!

وای بر مسلمانی ما اگر در برابر ظلم  ظالم سکوت کنیم و بی تفاوت باشیم!   

 پی نوشت: علاوه بر آفتاب پنهان و یادایام از امروز وبلاگ کیمیای عشق  نیز به روزشد.

ادامه نوشته

نجوا...  ( دلنوشته یک دوست/ ش 1 )

دوستان خوبم سلام.از این پس هر از گاهی اقدام به درج مطلبی از یک دوست بزرگوا رخواهم کرد.دلنوشته هایی که شاید به سالیانی دیرین بازمیگردد .دوستی که حقیر را محرم اسرار عشقی دانسته که به واسطه اون شوق نوشتن در ایشان به وجود اومده بوده ولی امروز برای تداعی اون خاطرات بار دیگه میخونه و مرور میکنه...به عنوان یک دوست و با منت به این بزرگوار قول داده ام که مطالبشون رو گه گاهی که واسم ارسال میکنند در پستهام ثبت کنم. امیدوارم بخونید و نظراتتون رو در خصوص دلنوشته های این عزیز بنگارید.پیشاپیش از لطف و مهربونی همیشگی تون سپاسگزارم. 

ادامه نوشته

گالری عشق...

ادامه نوشته

تأمّلی درباره ی مفهوم «دوستی» - مصطفی ملکیان

من نه دل‌نگران سنّتم، نه دل‌نگران تجدّد، نه دل‌نگران تمدّن، نه دل‌نگران فرهنگ و نه دل‌نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسان‌های گوشت‌وخون‌داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند. سعی کنیم که اولاً: انسان‌ها هرچه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند، به حقایق هرچه بیشتری دست یابند؛ ثانیاً هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاً هرچه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند و برای تحقّق این سه هدف از هرچه سودمند می‌تواند بود بهره‌مند گردند، از دین گرفته تا علم، فلسفه، موسیقی، هنر، ادبیات

 و همه دستاوردهای بشری دیگر
"استاد مصطفی ملکیان"

ادامه نوشته

چهارشنبه سوری خجسته باد ...

زمانی که دست زندگی سنگین و شب بی ترانه است هنگام عشق و اعتماد است

و دست زندگی چه سبک می شود و شب چه پر ترانه آن گاه که به همه عشق می ورزیم

آن گاه همه چیز سبک تر می شود و ترانه ها از میان تاریکی بر می خیزند

سرخی ناب عشق و نشاط از آنِ شما باشد...

زردی مـــــــن از تــو     سرخی تو از من

غم برو شادی بیا   محنت برو روزی بیا

 

************

سرد ست زمستان و تنوری هستیم

انگار دچار سال نوری هستیم

یک لحظه به خود آمدم و فهمیدم

در آتش چارشنبه سوری هستیم

ادامه نوشته