عزیزمهربانم...!

عزیز مهربانم... !
 
 
به خاطر بسپار...
 ابرها به آسمان تکیه می کنند...
درختان به زمین...

 

و انسان ها به مهربانی همدیگر...!

 

"حرف دل الهام"

 

عصربارانی ام ...

 
 
چه سنگین گذشت ،عصربارانی ام
 
گویی نوازش نمی کرد،باران ،صورتم را !
          
 گریه ام،فریادم،تنهاسکوتی بود
 
تا حرفهایم،
 
دربستری از بغض ،بخوابند !!
 
 
" حرف دل الهام "
 

نیامدی آقاجان!

 

نیامدی آقاجان !!

نیامدی !

 تا بغض به حنجرنشسته ام را

 با آمدنت

 با باران شوقی از دیدگانم ببارانی...

دیروز آنچه باریدم

همه از سر دلتنگی بود و بس...!

 

"حرف دل الهام"

مست می و سرخوش از نوای توشدم...

 

عیدآمد و قربان تو کردم دل را

زنگار زدودم و شکستم دل را

 

مست می و سرخوش از نوای توشدم

والله اگر بی تو بخواهم دل را ... !

 

"حرف دل الهام"

 

برای دانلود کلیپ تصویری آن شب اینجاکلیک کنید

 

دل ...

 

اوايل كوچك بود، اما بعد بزرگ و بزرگ‌تر شد؛

 

آنقدر كه ديگر نمی‌شد آن را در غزلی يا قصه‌ای يا حتی دلی حبس كرد.

 

حجمش بزرگتر از «دل» شد

 

 و من هميشه از چيزهايی كه حجمشان بزرگتر از «دل» می‌شود،

 

می‌ترسم...

 

                                                                                                  "مصطفی مستور"

اين عشق نامه را از يک عاشق بپذير ...

  معبودا !
  مي خواهم از شکوه تو بنويسم
    حال که از همه کس و همه جاوامانده ام
  و در سياه روشن نيک بختي به دنبال صبح دل انگيز مي گردم
     اي کاش بربلنداي قله آرزوهايم همگام با اهورا تا اوج فلک رکاب می زدم
     اي کاش مسافر بودم و تو مقصدم بودي
      اي کاش ياراي نوشتنم بوددر برابرتو...
        
پروردگارا !
           به سخاوت ابر
         به لطافت صبح گاه
       و به تمام قلب هاي شکسته سوگند ياد مي کنم
       که بی یاد تو حتي اگر تنها معبودم تو باشي یا ز غمي به وسعت
  تمام ماه هاي کهکهشان بر سرزمين قلبم احاطه دارد
      عاجزانه به درگاه تو رو مي آورم...
     نقشه ي آرام خوشبختي را پيش رويم قرارده و مرا تواني ده که
      در مقابل تمام شکستها کمر راست کنم
       مرا بينشي ده که بيش از پيش تو را بستايم
  و صبح گاه همراه تارهاي لطيف باران آواز دل شکسته ام را بسوي
         پرندگانت روانه سازم
          و در پس آن فرياد زنم:

           اي عرش آشيان
                اين عشق نامه را از يک عاشق بپذير ...

عدالت چیست؟  (فلسفه‌ اپيکوری و رواقی)

دوستان خوبم سلام.

آدینه تون سرشاراز عطرگل نرگس...

چندی پیش درپی پست جدید استاد ابوالفتحی بزرگوار برآن آمدم تا درباره فلسفه رواقیون مطالعه نموده و بر دانسته هایم مطلبی بیفزایم.

اگرچه سخن در این خصوص و شرح این مکتب بسیار زیاد است اما به همین مقدار بسنده میکنم.

باشدکه مورد استفاده شما نیز قرارگیرد.

 

باسپاس فراوان از استاد گرانمایه ام

 

ادامه نوشته

خويش فربه می نماييم از پی قربان عيد...

eid ghorban www.yasgroup.ir 40 تصاویر عید سعید قربان (کارت پستال)   سری 4

 

دشمن خويشيم و يار آنکه ما را می کشد
غرق درياييم و ما را موج دريا می کشد
زان چنين چندان و خوش ما جان شيرين می دهيم
کان ملک ما را بشهد و قند و حلوا می کشد
خويش فربه می نماييم از پی قربان عيد
کان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا می کشد ...

سلام برابراهیم ع،سلام برمحمدص وسلام بر همه بندگان صالح خداوند

 

عاشقان عیدتان مبارک باد

ادامه نوشته

عرفه یعنی : گر بال به بال عشق بستی   /   تا هست جهان همیشه هستی

 

خدای من!

چنان به عشق خود مرا بنواز و یاری‏ام کن تا دیده‏ام؛ به فراتر از نشانه‏هایت دل مشغول دارد و از درک نور تو که آفاق را روشن کرده، بازنماند.

بارالها!

چنان خود را به من بنما که بی‏واسطه و با شهود قلب،

شیفته جمال نورانی تو شوم...

 

ادامه نوشته

بدخوابی کودک...

هنگام مواجهه با بدخوابی كودكان چه كارهایی باید انجام داد؟

 

هنگام مواجهه با بدخوابی كودكان چه كارهایی باید انجام داد؟

 

 

ادامه نوشته

آدمهای شهر قلب ندارند ...

 

 

دخترِ بینوا عشق میفروشد ...

غافل از اینکه آدمهای شهر قلب ندارند ... !

ببار باران!

ببار بر دلهای تیره بخت...

همانها که چند صباحی ست 

 کینه و پلیدی

شهزاده دلهاشان شده و

کیش و ماتشان ساخته و

خود نیز غافلند از تباهی شان...!

 

"حرف دل الهام"


 

سخنانم همه بی رنگ و ریاست...

 

خواب من خود گذر خاطره هاست

 

دل من عاصی از این فاصله هاست

 

در دلم عشق  حقیقت بر پاست

 

سخنانم همه بی رنگ و ریاست...

 

"حرف دل الهام"

رویاهای من ...

 

 

 باز هم

گلی به گوشۀ جمالت

که گاهی در خواب

به من سر می زنی...!

 

 

ماه من! آنجا که می تابی کجاست؟؟

ماه من آنجا که می تابی کجاست
 ای سحر شبهای مهتابی کجاست
 حس بی پایان بی خوابی کجاست
 آسمان پلهای محرابی کجاست
 دل به دریا مرغ دل تا کی زند
عرصه پرواز مرغابی کجاست
پرسه های عاشقی و زنده رود
آن تفاهم های بی تابی کجاست
 جوی آبی بسته اینجا راه چشم
 آن شکستنهای سیلابی کجاست
 برسر شبهای من ماهی نبود
 ماه من آنجا که می تابی کجاست؟؟
 

نون خوردن به چه سبکی ؟!

آدم باشی و از تو آشغالا نون در بیاری ...

شرف داره به اینکه ....

آشغال باشی و از تو زندگی مردم نون در بیاری ...!