درد دل و صحبت خودمانی در خصوص  وضعیت مدارس و دانشگاه ها...

                              

                            عزیزان

این یک مقاله علمی که حاصل یک تحقیق علمی باشد نیست

بلکه نظرخودم درباره چیزهایی است که تجربه کرده و دیده ام 

یا اینکه شنیده یا خوانده ام .

 یک جور درد دل و صحبت خودمانی.یک نوشته پراکنده و بی نظم...

امیدوارم طولانی بودن این نوشته باعث خستگی و کسالت شما نشود.

 در بیشتر موارد ما کارهایی را در مدرسه و دانشگاه  انجام می دهیم که نه تنها علاقه ای نداریم ، بلکه گاهی از آنها بیزار هستیم. مدرسه و همینطور دانشگاه جامعه ای دروغین و ساختگی هستند که هیچ ارتباطی با دنیای واقعی ندارند. دانش آموزی که هر لحظه انتظار شنیدن صدای زنگ را میکشد، با تمام شدن مدرسه با همه وجودش سعی میکند تجربه ها و اعمال اجباری مدرسه را فراموش کند.

اگر امتیازات مربوط به مدرک تحصیلی از میان برداشته شوند تعداد دانش آموزان به سرعت رو به کاهش میگذارد. همه ما با چشم خود دیده ایم که اکثر دانش آموزان و دانشجویان وهمچنین خودمان ، چگونه و با چه احساسی برای امتحان درس میخوانیم. تنها برای گرفتن نمره و رهایی از شر درسها و پس از تحمل اساتید و معلمان و کلاسها و همکلاسیها و ساعتهای اجباری و درس های بی روح و خشک و احترام گذاشتن های ساختگی و دروغ و ریاکاری و .... در نهایت گرفتن مدرک...

 

لطفا برای خواندن مطلب  به ادامه مطلب بروید... 

 

ادامه نوشته

اجرای نمایش خیابانی در دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر

 

دوستان عزیز سلام 

چندی پیش شاهد  اجرای نمایش خیابانی  زیبایی با عنوان "عکس"

با همکاری  جناب مجتبی مرادی  دانشجوی مدیریت امور فرهنگی بودیم. 

طرح  بسیار جالبی است اجرای چنین نمایش هایی در دانشگاه فرهنگ و هنر...

ضمن تشکر از  مسئولین محترم دانشگاه

امیدوارم همواره  با ایجاد چنین فضاهایی در سطح دانشگاه

و اجرای  برنامه های متنوع فرهنگی

بیش از پیش به پرورش و تقویت علاقه روحیه فرهنگی و هنری

در دانشجویان بپردازند. 

تصادف باور نکردنی...!

 

با دیدن این صحنه دلخراش بسیار متاثر شدم .

عزیزان!

باور کنید اینجا مسیر جاده های کویری که سرابهای متعدد جاده

 آروم آروم پلک های راننده رو به خوابی خوش دعوت می کنه نیست!!!!    

اینجا میدان فردوسی کرمانشاه در ساعت شلوغ تردد انسان و جماده!!!!

قضاوت با شمادوست عزیز ...

 نمی دونم توی این سالهای اخیر

 ماشینها مقصرند یاراننده ها...؟!

 که تصادف های شدید جاده ای رو  اینگونه در شلوغ ترین اماکن شهر شاهدیم!

 

 

باکمی تفاوت باردیگر موزه میزبان دانشجویان علمی کاربردی فرهنگ وهنر کرمانشاه ...

درود برشما

=========== 

دوشنبه ۱۶مردادماه جاری است

تصویرفوق ورودی با صفای دبیرستان کزازی رانشان می دهد

 که چند صباحی است  با عنوان  موزه آموزش و پرورش

میزبان بازدید کنندگان فرهنگ دوست است.

===============

پس از دقایقی انتظار دوستان هم دانشگاهی آمدند .

آمدند...

 تا لحظاتی هر چند کوتاه به دوران کودکی هاشان سفری داشته باشند

 و ببینند آنچه را که آن زمان به واسطه بازیگوشی های کودکانه شان

شاید فقط  نگاهی سطحی و کودکانه به آن  داشته اند.

طبق معمول عکسهایی به یادگار از عزیزان گرفتم تا 

 یاد و خاطره آنان نیز در کنار سایر بازدیدکنندگان زنده نگه داشته شود.

=======================

اما این بار تفاوتی ملموس در این بازدید دیده می شد

که زیبایی و خاطره انگیز شدنش را

 دوچندان کرده بود.

حضور استاد بزرگوار با تجربه های بسیاری که به واسطه سپیدی موهایش

به وضوح دیده می شد و بزرگ مردکوچکی

که شاید هنوز معنای واژه تجربه را نیز نمی دانست.

اما با این وجود آن  مکان فرهنگی برای هر دو مهمان بزرگوار جالب و دیدنی بود.

استاد خاطراتش را در ذهن مرور می کرد

 و آن دیگری برای فرداهای خود خاطره می ساخت در ذهن کودکانه اش...

 

باسپاس از استاد بزرگوار جناب آقای آرمانفر

=============

لطفا به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

دیـدن زخم جگر نبوَد میسر یـا علی

 

 

 

ای شهید عدل خود در بیت داور یا علی
ای غمت از ریگ صحراها فزون‌تر یا علی
مرد بدر و مرد خیبر، مرد احزاب و احد
از چه بستی چشم و افتادی به بستر یا علی؟
سفره‌ها خالی ز نان و دیده‌ها از اشک پر
بعد تو کی بر یتیمان می‌زند سر یا علی؟
تا بشوید روی خونین تو را با اشک خویش
آمده بر دیدنت زهرای اطهر یا علی
بدترین زخم تو این باشد که این دنیا تو را
می‌کند با پور بوسفیان برابر، یا علی
صبر تو بر حفظ دین در خانۀ آتش‌زده
سخت‌تر باشد بسی از جنگ خیبر، یا علی
زخم دل را می‌توان دید و برای آن گریست
دیـدن زخم جگر نبوَد میسر یـا علی
بر سرت یک زخم بود و بر دلت آمد مدام
لحظه لحظه زخم، روی زخم دیگر یا علی
چشم تو شد بسته، اما چشمشان در راه توست
حمزه و پیغمبر و زهـرا و جعفر یـا علی
همچو خون کز برگ برگ نخل«میثم» می‌چکد
بـر تـو گریـد دیـده‌ها تا صبح محشر یا علی

 غلامرضا سازگار


سه میهمان ناخوانده ...

 

زنی هنگام بیرون آمدن از خانه، سه پیرمرد با ریش های بلند سفید را دید

 که جلوی در نشسته اند.

زن گفت: هر چه فکر می کنم شما را نمی شناسم؛ اما باید گرسنه باشید.

 لطفا" بیایید تو و چیزی بخورید.

آنها پرسیدند: آیا همسرت در خانه است؟

زن گفت: نه...

ادامه نوشته

ژاپن را مردم ژاپن می سازند و ایران را...؟! /به توصیه استادبزرگوار جناب  آقای کشاورز

 

مدتیه دارم راجع به مردم ژاپن مطالعه می کنم. وقتی راجع به این کشور

تحقیق می کنی اولین چیزی که خودش رو نشان میدهد این جمله است که:

 

ژاپن را مردم ژاپن می سازند

ژاپن

ژاپن کشوری است که تقریبا منابع زیرزمینی و معدنی خاصی ندارد و از طرفی دائما در معرض سیل، زلزله، طوفان، سونامی، کوه های آتشفشانی و سایر بلایای طبیعی است.

مردم ژاپن، انسان هایی سخت کوش، منظم، امیدوار و هدفمند هستند که خصلت های مثبت کشورهای مختلف مخصوصاً کشورهای غربی رو آموخته اند ولی از سنت ها و فرهنگ خودشون نگذشته اند...

ادامه مطلب را بخوانید...

ادامه نوشته