تا سر کوی دو چشم تو سفر باید کرد...

در لحظات پایانی از آخرین شب تابستانی سلام و درودم رو  نثار شما می نمایم.

باشد که پذیرایش باشید...

لطف خدا شامل حالم شدو پس از ماهها کار و تلاش و درس  دل و جان رو چند صباحی مهمون طبیعت خداوندی کردم و واسه آغازی دیگر در برگ ریزان پاییزی جانی دوباره یافتم.

سفر رو با نام خالق زیبایی ها و یاد تک تک شماعزیزانی که به نوعی  همراه و  همسفرم بودید آغاز نمودم.

شروعی با لذت بردن از  جنگلهای زیبای گیلان و نشستن در کنار رودخانه زیبا و رویایی ماسوله و قلعه رودخان در کنار آواز خوش پرندگانی که نغمه آزادی شون رو هر لحظه می تونستی بشنوی وپس از اون غرق شدن در دریای زلال و بیکران لا متناهی که انسان رو به تفکر وتامل وا میداره و روح هر دلخسته ای رو جلا می بخشه.

همخوانی  آواز خوش مرغان دریایی و امواج دریا هم

 هر مستمعی رو به وجد می آورد.

عده ای درساحل زیبای خزر قلعه آرزوهاشون رو بنا می کردند و عده دیگه با به پروازدر آوردن کایتهای بچه هاشون به ارضای آرزوی دیرینه خودشون می پرداختند.

البته قایق سواری به روی آبی دریا ولمس وسعت و بزرگی نشانه خدای بزرگ هم گوشه دیگه ای از دل سپردن به دریای بیکران

و به آرامش رسیدن روح و روان آدمی ست.

نشستن و نظاره کردن به رقص امواج نیز خالی از لطف نبود و...

اون طرف تر هم ماده اسبی دیده می شد که  کره اش رو نیز باخودش به همراه آورده بودتا مبادا در غیابش دلتنگ بشه واز فرط  گرسنگی دریایی از اشک به راه بندازه!

سواری در کنار ساحل هم واسه بعضی ها لذت بخش بود. 

هر آنچه رو که می دیدم زیبا بود

 چراکه این زیبایی ها از ذات اقدسش نشات گرفته بود...

چند روزی بود مهمون هموطنان عزیز گیلانی بودیم ودر نهایت  خود میزبانی شدیم واسه عزیزانی که به ما پیوستند و مهمونمون شدند.

در انتهای سفر وسعت دریای با سخاوت رو به دل مهربون  حضرت  فاطمه معصومه   "س" و دستهای شافع و شفابخش امام زمان "عج"پیوند دادیم تا شاید به مدد ایشان دلهامون دریایی بشه ...

وسیع و زلال و پاک

با وجود اینکه عاشق سفر به اقصی نقاط دنیا هستم اما هنگامی که به سمت خاک  و دیار خودم بر می گردم از شادی در پوست خودم نمی گنجم.

چراکه ذره ای از خاک کرمانشاه بی همتارو با تموم دنیا عوض نمیکنم.

در این سفر نیز تجربه هایی اندوخته شد و لذتی که روح و روانمون رو در بر گرفت.

تا عمری باشد برای سفری دیگر...  

تعدادی از عکسها رو به نمایش گذاشته ام.

در صورت تمایل به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید...

لازم می دونم از همه عزیزانی که با کامنتهای محبت آمیزشون

به حقیر لطف و عنایت  داشتند تشکر کنم. 

در اسرع وقت  و در پاسخ مهرتون خدمت خواهم رسید.

 

ادامه نوشته

با من سفر کن دریا به دریا ساحل به ساحل تا اوج رویا...

 

غروب زیبا در دریاغروب زیبا در دریاغروب زیبا در دریا

غروب دریا برام
یه دلتنگی خاص داشته
درعین زیبایی وقتی خورشید
آخرین پرتوهای عاشقش رو روی تن
گرم دریا رها میکنه و آسمون که آبی بی
انتهاش رو چه بی ادعا پیشکش دریا کرده و دریا
که با همه اینها عاشقانه ساحل رو می پرسته و چه بی
غرور خودش رو در آغوش ساحل میندازه .همیشه وقتی به دریا
نگاه می کنم، مطمئن هستم که اونقدر مهربون هست که بشه کنارش
ایستاد و از زیبایی و شکیبایی و شعری که درش هست لذت برد.میدونی اگه دل
به دریا بدی آسمون دلت آبی میشه و اون وقت آبی آسمون پیش چشمات تبدیل به
بیکرانی میشه که بالهات رو به پرواز تشویق می کنه و این آغازی میشه تا اهل
آسمون بشی و زمین بشه خونه دوم تو.دل به دریا که بدی هوای دلت بوی
بارون میگیره اون وقت همیشه حس ناب باریدن در تو تازه است هر
وقت دلم از همه کس و همه جا می گیره وقتی دیگه حتی از
خودم هم خسته هستم میرم به خلوت دریا و ساحلش
کفشهام رو در میارم آن وقت که حرکت شن های
دریا رو زیر پام حس میکنم وقتی موجهای دریا
خودشون رو بی غرور زیر پاهام رها میکنن
نسیمی که منو درخودش می پیچه
و احساس سرما یی که همه
وجودم رو میگیره خیلی
میایستم یه گوشه
ساحل و چشمام
رو میبندم و
فقط گوش
میکنم 
 

غروب زیبا در دریاغروب زیبا در دریاغروب زیبا در دریا

صدف‌های دریا ، صدای دریا را با خود دارند، 

و فلس‌های ماهی بوی ماهی را؛

کاش کاری کنیم که در زندگی و بودنمان ، عطر و بویی از انسانیت، دنیا را احاطه کند ...

کاش کاری کنیم ...!

*******************

دوستان خوبم سلام.

سفری در پیش است.

خود رو به آبی دریا می سپارم تا ...

عمری بود به سویتان باز خواهم گشت.

یقین دارم سخت دلتنگتان خواهم شد!

به امید دیدارروی چون ماهتان... 

 

غروب زیبا در دریا
 

چون تک درخت زرد پاییزم...

به بهانه فرارسیدن دلتنگی های پاییز من! 

=================

پاییز، نماد زیباییست، نماد عشق، حسرت، تنهایی و تلاش !!

پاییز، فصل باریدن های زیبای دیدگان عاشقان است !

پاییز، شروع دوباره زندگی در کنار پرندگان مهاجریست که به قلب تو پناه آورده اند !

پاییز، فصل من است
فصلی که در  آبان آن زاده شده ام

پاییز من ...

 

عکس پاییز برگ ریزان aks payiz barg rizan

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم
و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم
درون کلبه خاموش خویش اما
کسی حال من غمگین نمی پرسد
و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم
درون سینه پر جوش خویش اما
کسی حال من تنها نمی پرسد
و من چون تک درخت زرد پاییزم
که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند...!

 

پروازی عاشقانه...

 

تمام “امن یُجیب” های دلم را

گره زده ام به کلماتت و روانه ی آسمان کرده ام . . .  

من مطمئنم “خدا”
تو را برای دلم نگه می دارد . . .

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com