عشق و تمدن ...

 

دنیا را عاشقان ساخته اند  و عاقلان بهـره اش را برده اند .

 

هر جا کاری بزرگ و سترگ  و ماندنـی مـی بینید بدانید در بـن و بنیاد آن ،

 

یک آدمـی که به آن کار عشـق مـی ورزیده ، دخیل بـوده ،

 

آدمـی که به نفع خودش ،

 

 یعنـی نفع مـادی و دنیـوی و آنی خود نمی اندیشیده است .

 

این موسسات و کارهای عظیم دنیا مانند دیـوار های بلندی است

 

 که معدود آدمهای با زحمت و مرارت آنها را بالا می برند ،

 

آن وقت هزاران نفر در طول تاریخ می آیند

 

 و پای آن دیوارها و در سایه آنها می خوابند و می آسایند .

 

آن اولیها عاشقند و دومیها عاقل، عاقلها حسابشان دوتا دوتا چهار تاست .

 

معاش اندیشند و به فکـر خویشند

 

امـا عاشقهـا کسانی هستند که وقتی چیزی را می خواهند،

 

آن را بـرای خود آن چیز می خواهند نه برای خودشان ....           

 

                                                                                                                                   "دکتر غلامعلی حداد عادل"

آیا آزادی و برابری با هم سازگارند؟

 

از: ژ. آ. کوهن

برگردان: ب. کیوان

مالکیت خویشتن، مالکیت جهان

و برابری

     اغلب فیلسوفان راست می پندارند که آزادی و برابری چنان با یکدیگر ناسازگارند که دست یافتن به یکی رسیدن به دیگری را ناممکن می سازد. به باور آن ها هنگامی که آزادی و برابری بدین سان رویاروی هم قرار می گیرند، باید آزادی را بر برابری ترجیح داد. برخی فیلسوفان از این موضع گیری ابراز تأسف می کنند و برخی دیگر ایرادی در آن نمی بینند.

     بر عکس، اغلب فیلسوفان چپ عقیده دارند: اعم از اینکه هیچ تعارض واقعی میان برابری و آزادی نباشد، و یا اینکه چنین تعارضی بین آن ها موجود باشد، باید برابری را بر آزادی ترجیح داد؛ زیرا عدالت مستلزم برابری است و لزوماً بر دیگر ارزش های سیاسی برتری دارد.

     در این جا دربارة آزادی و برابری بحث می شود. از این رو، تلاش نخواهم کرد که ثابت کنم که هیچ تعارضی میان آزادی و برابری که فیلسوفان چپ باید دلواپس آن باشند، وجود ندارد. بر عکس، نشان خواهم داد که هیچ تعارضی میان آن چه راست آزادی و برابری می نامد، وجود ندارد. در واقع، برای سوسیالیست ها دشواری عبارت از عدم امکان حفظ آزادی مورد نظم راست و هم زمان اعتلای برابری  نیست. دشواری ناشی از این است که آزادی واقعی که راست قادر به تأمین آن نیست، مستلزم بررسی مُعین دربارة مفهوم های برابری سنتی چپ است...

 

ادامه نوشته

نگاه با زاویه به زندگی!

 
 
شنیدید میگن کار نشد نداره؟ 
 
 
  میگن:

۱- برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد چون بر این باورند که :

یا راهی خواهم یافت
یا راهی خواهم ساخت.

۲- بسیاری از بن بست هایی که در زندگی ما به وجود می آید

 می تواند ساخته و پرداخته ذهن ما و یا باور خودمان

واحیانآ ناباوری به توانایی هایمان باشد.

 خیلی اوقات راهی برای برون رفت و یا گشودن بن بست هست

فقط باید پیدایش کنیم.

نقد فیلم سعادت آبادباحضور اساتید دانشگاه علمی کاربردی کرمانشاه

جلسه نقد فیلم سعادت آباد 

در سالن آمفی تئاتر دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر

در مورخ ۱۷خرداد ماه جاری

و با حضور اساتید بزرگوار برگزار گردید 

 

 

از  سمت چپ به راست

جناب استاد ابو الفتحی

جناب استاد رجبی

جناب استاد سهیلی

سرکار خانم خزایی

جناب استاد کشاورز

جناب استاد کرمی

مسئولین محترم دانشگاه  علمی کاربردی کرمانشاه چه نیکو اندیشیده اند

که در واحد فرهنگ و هنر دانشگاه مذکور  به واسطه نقدی بر فیلم ها

 تعاملی دوستانه را بین استاد و دانشجو به وجود آورده اندتا

بدینوسیله جویندگان طریق دانش و راستی 

به  سمت وسوی پویایی و شکوفایی افکار رهنمون گردند.

دقت نظر و زحمات یکایک اساتید فرهیخته ام  را ارج نهاده و سپاس می گویم.

زندگی چیست؟!


پس این ها همه اسمش زندگی است...
دلتنگی ها،
دل خوشی ها،
ثانیه ها،
دقیقه ها،
حتی اگر تعدادشان،به دوبرابر آن رقمی که برایت نوشته ام برسد!
ما زنده ایم،چون بیداریم!
ما زنده ایم، چون میخوابیم!
ورستگارُ سعادتمندیم،
زیرا هنوز برگستره ی وسیعِ ویرانه ی وجودمان،
پانشینی برای گنجشکِ عشق باقی گذاشتیم!
خوش بختیم،زیرا هنوز صبح هامان،
آذینِ ملکوتیِ بانگِ خروس ها وُ پارسِ سگ هاست!
.
.
.
.
.
دوست داشتن،خالِ بالِ روح ماست!
مارا با دوست داشتن،
از خانه ی خدا به زمین فرستادند!

  مرحوم حسین پناهی

در وصف شهرم...دیار فرهاد عاشق

 

 

این دو بیت رو به هم دیاری های عزیزم

 کرمانشاهی های فرهیخته تقدیم میکنم

 

شهر من شهری ستاره باران است

از کران تا کران پر از هزاران است

همچو بهزاد ومرتضی دارد

هریک از یک به از هزاران است

 

بالاخره قلعه حیوانات رو خوندم

 



 
 

نویسنده: جرج اورول

 

 

 

 

 

 

این رمان دربارهٔ گروهی از حیوانات است که انسان‌ها را از مزرعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند بیرون می‌کنند و خود ادارهٔ مزرعه را به دست می‌گیرند، ولی پس از مدتی این حکومت جدید به حکومتی خودکامه مشابه به قبلی تبدیل می‌شود.این رمان نمایهٔ برضد استبداد است. مزرعه حیوانات داستان انقلاب حیوانات علیه مالکین خوداست پس ازپیروزی قوانینی تهیه می‌گرددکه شامل بندهای زیر است؛

  • هرآنکس روی دوپا راه می‌رود دشمن است.
  • هرآنکس چهارپای دارد ویا بال، دوست است.
  • حیوانات لباس نمی‌پوشند.
  • حیوانات درتخت نمی خوابند
  • حیوانات الکل نمی‌خورند
  • حیوانات همدیگر را نمی‌کشند.
  • همه حیوانات خلقتی یکسان دارند.

ولی بعد از پیروزی و مرگ رهبر بزرگ در بین خود حیوانات یک سری توطئه و کودتا انجام می‌گیرد؛ «خوک جوان دانا» (اسنوبال) که طرحی برای بهبود وضعیت و تنظیم مناسب جیرهٔ غذایی تهیه می‌کند ولی در هنگام ارایهٔ آن توسط «خوک جوان مستبد» (ناپلئون) خائن معرفی می‌گردد؛ از مزرعه فراری داده می‌شود و توسط سگ‌های طرفدار «خوک مستبد» و کودتاگر که قبلاً به صورت مخفیانه تعلیم دیده‌اند، کشته می‌شود. خوک‌ها به تدریج تمامی قوانین حیوانات را زیر پا می‌گذارند. سایر حیوانات فقط اجبار به کار با غذای روزانه کم می‌شوند، و در حالیکه خوک‌ها فقط فرمانروایی می کنند و غذای زیادی می‌خورند. حتی یاد می‌گیرند که چطور روی دوپا راه بروند و با انسان‌ها معامله می‌کنند. جملهً «همه حیوانات با هم برابرند» به وسیله گروه مستبد حاکم تبدیل می‌شود به «همه حیوانات باهم برابرند، ولی برخی ازآنها نسبت به دیگران برابرترند».

تنهایی ...

          

 

 یعنی ذهنم پر از تو و خالی از دیگران... 

                                      و اطرافم پر از دیگران و خالی از تو...!!!!

 

 

 

خواب استاد بلخاری رو دیدم!!!!

آره . خوابشون رو دیدم. باوجودیکه  حضوری خدمتشون نرسیدم وندیدمشون !

احتمالا  به این خاطره که مرتب به این فکر میکنم اگه فرصتی پیش اومد مبحث جدیدی از سخنرانی شون رو گوش کنم.

البته ناگفته نمونه تا چندی پیش اسم دکتر بلخاری هم به گوشم نخورده بود و لذت  گوش دادن به صحبتهای شیوا وزیبای ایشان رو مدیون استاد ابو الفتحی هستم که من رو با دنیای زیبای مطالعه و آموختن آشتی داد.

تا جایی که حتی موقع انجام کارهای روزمره  با قرار دادن هد فنی درگوش  در صدد بر میام که تا اونجا که امکان داره  از زمان  استفاده ببرم.

راستش وقتی دانلود  سخنرانی رو توی گوشی همراهم بلوتوث کردم ۹۰درصد واسه نمره ای بود که استاد ابو الفتحی واسش تعیین کرده بود اما بعداز گوش دادن به مبحث اول دکتر بلخاری تا حدودی اصل قضیه چیز دیگه ای شد.

تا جایی که هدف اصلی بیشتر درک عشق و نوری شد که  در قلبمونه ولی چون نادانیم در دنیای فانی  مدام به دنبالش هستیم.

به همین خاطر از نظر من  هدف  از کسب نمره

 و عشق به آموختن جاهاشو ن باهم عوض شد!

مباحثشون به اندازه ای زیباست که  بهش عادت کردم و دلم میخواد حتی توی ماشین به جای گوش دادن به آهنگ سخنرانی ایشان رو بشنوم.

درست مثل  استاد ابوالفتحی که وقتی محو گوش دادن به صحبتهای ایشان میشم گذشت زمان رو حس نمیکنم.

شما هم اگه یکبار گوش کنید حتما خوشتون میاد...

مباحثی مثل:

۱-قدر و منزلت علی ع و شبهای قدر

 

۲-دیدگاه اکو درباره نظریه ابن هیثم

 

۳-نظریه شعاع و انتباع

 

۴-نورشناسی و زیبایی شناسی ابن هیثم و تاثیر اون بر نور وسایه

 

۵-نظریه ابصار ابن هیثم

 

۶- سخن ابن هیثم چشم دل 

 

۷- مقام حافظ و رسیدنش از عشق مجازی به حقیقی

 

۸-تاثیر نور بر زیبایی و پرس پکتیوا

 

۹-دلیل ارزش اکو ونظریات او

 

۱۰-برتری ادراک معنوی بر ادراک حسی

 

۱۱-آیا شعبده بازی هنر است؟

 

۱۲-نگاه آکویینی به هنر ارسطویی افلاطونی فارابی

 

۱۳-عید فطر از منظرعرفا(اکبر هنرها عاشقی است)

 

۱۴-نسبت میان فرهنگ و فلسفه و هنر والهیات

 

۱۵-آیا عشق مجازی وجود دارد؟

 

۱۶-لازمه عشق مجازی برای درک عشق حقیقی

 

۱۷-وجود انقطاع تمدن وهنر

 

۱۸-فلسفه مدرسی چیست؟

 

۱۹-فلسفه  هنر و معماری گوتیک  

 

۲۰- زیبایی درونی یا بیرونی؟

 

۲۱- توضیحی درباره هنر مسیحیت و هنراسلامی

 

۲۲- نظریه ویترلو

و...

 

امیدوارم بتونم بیش از پیش درک کنم

و به معنی واقعی جوینده دانش و حقیقت باشم.

 

سخنی ازچارلی چاپلین

درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند

 در

 

آتش کوره ها ساخته شده است .

 

سخنی از اشو زرتشت

 

 

بهترین گفته ها را به گوش بشنوید , با اندیشه روشن بر آن بنگرید ,

 

سپس هر زن و مرد آزادانه راه

 

 خود را بر گزیند.

سخنی از نادر شاه افشار

 

 

 

وقتی پا در رکاب اسب می نهی , بر بال تاریخ سوار شده ای

 شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده

این سرزمین آزادیشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند .

پس با عمل خود می آموزانیم

که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .

 آنان خواهند آموخت آزادیشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند.