مادر در نگاه دیگران

مادر با یک دست گهواره، و با دستی دیگر جهان را تکان می دهد.

(ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسوی)

کودک، مادرش را از لبخندش می شناسد.

(ورژیل، شاعر رومی)

اگر فرزند، مار هم باشد، باز مادر او را به سینه اش می چسباند.

(عربی)

خدا می خواست همه جا جلوه کند، مادر را آفرید.

(عربی)

 مادر از اقیانوس عمیق تر است.

(ژاپنی)

وقتی بچه زمین می خورد، مادر گریه می کند؛ وقتی مادر زمین می خورد، بچه می خندد!

(افریقایی)

بهار زندگي...

 

جملات زیبا و دلنشین برای روز مادر و زن

 مادر

 تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردي و با بارانِ عاطفه هاي صميمي، اندوه هاي قلبم را زدودي و مرهمي از ناز و نوازش بر زخم هاي زندگي ام نهادي.

 در «تابستان»هاي سختي با خنکاي عشق و وفاي خويش، مددکار مهربان مشکلاتم
بودي تا در سايه سارِ آرامش بخش تو، من تمامي دردها و رنج ها را بدرود گويم.

 با وجود تو، يأس دري به رويم نگشود و زندگي رنگ «پائيز» نااميدي را نديد. تو در «زمستانِ» مرارت هاي زندگي، چونان شمع سوختي تا نگذاري رنجش هيچ سختي

ستون هاي تنم را بلرزاند. مادر، اي بهار زندگي، شادترين لبخندها و عميق ترين سلام من همراه با بهترين درودهاي خداوندي، نثار بوستان دل آسماني ات باد.

جملات زیبا و دلنشین برای روز مادر و زن

روز زن مبارک باد

 

پیشاپیش فرا رسیدن ولادت باسعادت حضرت فاطمه زهرا س

  وبزرگداشت مقام زن و روز مادر رو به همه زنان و مادران ایرانی

 به خصوص زنان جامعه فرهنگی تبریک عرض می نمایم.

sms roze madar کتاب الکترونیکی پیامک های روز مادر و روز زن با فرمت جاوا

انسان تک ساحتی هربرت مارکوزه  به توصیه استاد ابوالفتحی

 

معرفی کتاب تخصصی : انسان تک ساحتی One-Dimensional Man

 هربرت مارکوزه

هربرت مارکوزه در 1898 در برلین و در یک خانواده یهودی به دنیا آمد.تحصیلات خود را در علوم سیاسی و در شهر فرایبورگ به پایان رساند و مدتی شاگرد هایدگر و هوسرل بود.بهره مندی از محضر استادانی نظیر هایدگر و هوسرل و مطالعات پی گیر و خستگی ناپذیرش در فلسفه های نیچه،هگل،مارکس و مبانی روان کاوی فروید،و از همه مهمتر جودت قریحه ی فلسفی در اندیشه ی هربرت مارکوزه،زمینه و استعداد آفرینش نوعی فلسفه انتقادی را بر بنیان دیالکتیک پدید آورده،مخصوصا که دوران سازندگی و تعالی اندیشه ی او مقارن بوده است با اوج قدرت حکومت نازی ها در کشور آلمان...

ادامه نوشته

گل آفتابگردان...

 

زیـرِ این آسِمـانِ اَبـری،

به مَعنــایِ نامَش فِکـر می کُنَد...

گُلِ آفتـابگَــردان!


 

با تو نیستم...

با تو نیستم،

به خودت نگیر،  

اصلا تو یکی نخوان ...

دارم با خودم زمزمه می کنم،

با خودم حرف می‌زنم ...

دلگیرم از آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی‌کنند ...

نمی‌بینند که پشت سرشان به جای کاسه آب، اشک ریخته می‌شود ...

به جای خداحافظی، بغض می‌کنند ...!

از تو دلگیر نیستم، رفتن حق آدم‌هاست !!

با خودم حرف می‌زنم ...

انسان شیطان صفت...

شیطان را دیدم...

نشسته بر بساط صبحانه ...و آرام لقمه بر میداشت...

گفتم:ظهر شده ...هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای...!؟

بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند...

شیطان گفت:خود را باز نشسته کرده ام.پیش از موعد!

گفتم: به راه عدل و انصاف باز گشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه میزنی؟

شیطان گفت:من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم .

دیدم انسانها...آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه    پنهانی انجام   می دادم...روزانه

به صدها دسیسه    آشکارا انجام     میدهند.

اینان را به شیطان چه نیاز است ؟؟؟

شیطان در حالی که بساط خودرا برمی چید تا در کناری آرام بخوابد...

زیرلب گفت:آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن...نمی دانستم که

نسل او در زشتی و دروغ و خیانت تا کجا میتواند فرا رود...

وگرنه در برابر آدم  به سجده میرفتم و میگفتم که :

هــــــمــــانــــا کــــــه خــــــود پــــــــــدر مــــــــــنـــــــی.

 

به بهانه بهترین دوستم...

کتاب

 

بهار همه چیز را زنده می کند

 

و درختان کتاب می شوند تا بهار بمانند

 

در بهار با کتاب باشید

 

و با کتاب، همیشه بهار  ...

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

"بیا مهدی شب هجران سحر کن"

تقدیم به ساحت مقدس آقا ومولامون

 

غبار آمدنت را ز دور می بینم ..

ز شوق آمدنت تکسوار می خندم

تمام هفته به امید جمعه می گریم

تمام جمعه به امید یار می خندم

غروب می شود و باز هم نمی آیی

به اشک های خودم طعنه وار می خندم

- اگر بناست دمی بی تو بگذر عمرم ..

خودم به این همه شعر و شعار می خندم ..

منم همان که سروده است شعر بالا را !

منم همان که به حالی نزار می خندم ..

منم همان که نگاه تو شاعرش کرده

منم همان که به لیل و نهار می خندم

تویی همان که مرا مست دیدنت کردی

منم همان که همیشه خمار می خندم ..

همیشه جمعه پر از شعر می شود طبعم

همیشه جمعه پر از انتظار می خندم

به شوق دیدنت ای صبح روشن فردا

چه بی قرار بر این شام تار می خندم

 
 
ادامه نوشته