X
تبلیغات
آفتاب پنهان - " نسخه جدید شعردوکاج"

آفتاب پنهان

حقیقتی ست ناگفته در پس ابرهای جهالت...

" نسخه جدید شعردوکاج"

 

"نسخه جدید شعر دو کاج"

روايتي نو از شعر خاطره انگيز دو کاج استاد محمد جواد محبّت 

محمد جواد محبّت در گفتگو با جام جم، ضمن ارائه نسخه جدیدی از شعر «دو کاج» به نکات جالبی در مورد این شعر اشاره کرده که خالی از لطف نیست:

در مورد شعر دو کاج برای ما بیشتر بگویید: در کنار خطوط سیم پیام/ خارج از ده دو کاج روییدند/ سالیان دراز رهگذران/ آن دو را چون دو دوست می‌دیدند...

این شعر سروده سال ۶۲ است و سال ۶۳ هم در کتاب‌های درسی چاپ شد.

آیا برای سرودن آن سفارشی داشتید؟
بله به سفارش آقای حداد عادل این شعر را در یک شامگاه رمضان از ۱۲ شب تا سحرگاه سرودم و خوشحالم که مورد توجه قرار گرفت.

جمعی از شاعران و نویسندگان موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب با حضور در منزل محمد جواد محبّت شاعر پیشکسوت انقلاب از ایشان عیادت نمودند. دراين ديدار استاد محبّت، بنا به درخواست حاضران شعر خاطره انگيز دوکاج کلاس چهارم و نسخه چديد اين شعر را خواندند.

"شعر دو کاج "

در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو کاج روئیدند
سالیان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست میدیدند
یکی از روز های سرد پاییزی زیر رگبار و تازیانه باد
یکی از کاج ها به خود لرزید خم شدو روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا خوب درحال من تامل کن
ریشه هایم زخاک بیرون است چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با تندی مردم آزار از تو بیزارم
دور شو دست از سرم بردار من کجا طاقت تورا دارم
بینوا راسپس تکانی داد یار بی رحم و بی مروت او
سیمها پاره گشت و کاج افتاد برزمین نقش بست قامت او
مرکز ارتباط دید آن روز انتقال پیام ممکن نیست
گشت عازم گروه پی جویی تا ببیند که عیب کار از چیست
سیمبانان پس از مرمت سیم راه تکرار بر خطر بستند
یعنی آن کاج سنگدل را نیز با تبر تکه تکه بشکستند

و اما استاد محبت در بازسرايي اين شعر، پايان داستان را به گونه اي ديگر رقم مي زنند ، سرنوشت جديدي که در آن ديگر از بي مهري خبري نيست.

======================

"دو کاج نسخه جدید"

در كنار خطوط سيم پيام خارج از ده دو كاج روئيدند
ساليان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست مي‌ديدند
روزي از روزهاي پائيزي زير رگبار و تازيانه باد
يكي از كاج ها به خود لرزيد خم شد و روي ديگري افتاد
گفت اي آشنا ببخش مرا خوب در حال من تأمل كن
ريشه‌هايم ز خاك بيرون است چند روزي مرا تحمل كن

كاج همسايه گفت با نرمی، دوستی را نمی برم از یاد
شاید این اتفاق هم روزی، ناگهان از برای من افتاد
مهربانی بگوش باد رسید، باد آرام شد، ملایم شد
کاج آسیب دیده ی ما هم، کم کمک پا گرفت و سالم شد
میوه ی کاج ها فرو می ریخت، دانه ها ریشه می زدند آسان
ابر، باران رساند و چندی بعد، دِه ما نام یافت، کاجستان

 

[ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 ] [ 3:0 قبل از ظهر ] [ الهام کاکی ] [ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،